حطیم
از مكان هاى محترم در مسجدالحرام، در كنار كعبه، حطيم است و مردم در اين قسمت براى دعا جمع می شوند و به يكديگر فشار می آورند. حطيم از آغاز، مورد توجه مسلمانان بوده و مردم براى استغاثه و دعا در آنجا جمع می شوند. خواندن نماز در اين قسمت فضيلت بسيار دارد و مورد سفارش قرار گرفته است.
محدوده حطيم
اين كه آيا حطيم تنها همان محدوده كنار حجرالأسود و باب كعبه را شامل می شود يا وسعت بيشترى دارد، اختلاف است.
• در روايتى از امام صادق (ع)، تنها همين موضع را حطيم می نامند. چنانكه شيخ صدوق نيز آورده است كه حطيم فاصله ميان درِ كعبه و حجرالاسود را گويند، جايى كه خداوند توبه آدم را پذيرفت. (محلي كه در برخي روايات به عنوان ملتزم شناخته می شود.)
• تعريف ديگر، حطيم قسمتى از سطح مسجد الحرام است كه از حجرالاسود آغاز می شود و به سمت اصل چاه زمزم در فاصله نزديك كعبه و از آنجا تا مقام ابراهيم و پس از آن تا حجر اسماعيل ادامه می يابد. اين محدوده را تا ديوار كعبه «حطيم» می نامند.
• در تعريف ديگر كه از آنِ حنفی ها دانسته شده، حطيم محدوده داخلى حِجْر اسماعيل است.
علت نامگذاري حطیم
• معاوية بن عمّار: از امام صادق (ع) درباره حطيم پرسيدم. فرمود: «ميان حجرالأسود و درِ كعبه است». پرسيدم: چرا به آن، حَطيم می گويند؟ فرمود: «چون در آن جا مردم همديگر را فشار می دهند».
• به اين علت آن را «حطيم» ناميده اند كه از كعبه كاسته شده و كعبه در اينجا شكسته است.
• در دوران جاهليت، در اين مكان نفرين مظلومان در حق ظالمان مستجاب می شده و ظالمان به هلاكت می رسيدند؛ لذا اين امر موجب شد مردم نسبت به يكديگر ستم نكنند و سوگند خوردن در نظرشان حرمت داشته باشد.
• در وجه تسميه حطيم، همچنين آمده است: از اين جهت بدين نام خوانده شد كه مردم در آنجا با سوگند درهم فرو كوبيده می شدند و كمتر پيش می آمد كه كسى ستمكارى را نفرين كند و هلاك (و درهم كوبيده -حطيم-) نشود.
• و به روايت اخبار مكه ازرقى كمتر موردى بوده كه كسى در آنجا گناه مرتكب شود و سوگند (بی گناهى) بخورد و در مجازاتش تعجيل نشود.