• پيامبر خدا، هر گاه بر صفا می ايستاد، سه بار تكبير می گفت و می فرمود: «جز خداى يكتا، معبودى نيست. شريكى ندارد. سلطنت و ستايش، از آنِ اوست و او بر هر چيزى تواناست». اين كار را سه بار انجام می داد و دعا می خواند و مانند همين را در مَروه نيز انجام می داد.
• امير مؤمنان (ع) وقتى از صفا بالا می رفت، رو به كعبه دست هايش را بالا می برد و می گفت: «خدايا! همه گناهان مرا ببخشاى. اگر باز هم گناه كردم، تو هم باز ببخشاى. تو بخشاينده مهربانى. خدايا! با من چنان كن كه تو شايسته آنى. اگر آن گونه كه تو شايسته آنى با من رفتار كنى، مرا می آمرزى و اگر عذابم كنى، تو از عذابم بی نيازى، ولى من به رحمت تو نيازمندم. اى آن كه به رحمت او محتاجم! بر من رحم كن. خدايا! با من چنان مكن كه من، شايسته آنم، كه اگر چنين كنى، عذابم خواهى كرد، بى آن كه بر من ستم كنى. در حالى هستم كه از عدل تو پروا دارم و از ستمت نمی ترسم. اى دادگرِ بی ستم! بر من، رحم كن».
• محمّد بن عمر بن يزيد، از يكى از دوستانش نقل می كند: پشت سرِ امام كاظم (ع) بالاى صفا يا مروه بودم و او بيش از اين دو سخن، چيزى نمی گفت: «خدايا! از تو می خواهم حُسن ظنّ به خودت را در هر حال، و نيّت صادق در توكّل بر تو را».
• امام صادق (ع): هر كه می خواهد ثروتش افزون شود، ايستادن بر صفا و مروه را طول دهد.
• امام صادق (ع): ميان صفا و مروه منشين، مگر از روى خستگى.